شب یلدا

یهو دلم گرفت تو این شب یلدائی شب یلدا شب گل گفتن و گل شنفتن گل من !!! شب یلدات مبارک

حسین و روشنی شهادتش را نشناخته، در سیاه پوشیها ی محرم گم کردم آواز دلنشین برخواسته از حنجر حقگویش را در لابه لای صدای طبل و زنجیر و سینه نشنیدم شجاعت و مردانگیش را پشت خیمه شب بازی متعصبان ناآگاه ندیدم جسمش را در کربلای بلا گذاشتم وخودش را در دلم، سفید سفید جاودانه کردم

“ بسیار سفر باید تا پخته شود خامی” مرور خاطرات سفرهای قبلی و وسوسه آشنائی با فرهنگی دیگر ، دوباره دستانم را به نقشه برد نگاهم با انگشت دور ایران گشتی زد تا اینکه هر دو روی ترکیه توقف کردند. نگاهم ایستاد اما ذهنم سفری چند لحظه ای را تجسم کرد. یونان و بلغارستان …ادامه مطلب…
( عکس از دوست خوبم علیرضا اسدی ) نظری به اطرافیان خود بیندازید و زندگی بسیاری از آنها را در نظر بگیرید، آ» وقت ملاحظه خواهید کرد که زندگی آنها به قدری یکنواخت است که با امواتی که در زیر خاک خوابیده اندفرق ندارند. من کسانی را می شناسم که از چهل سال به این …ادامه مطلب…
( عکس از دوست خوبم علیرضا اسدی ) زنده یاد دکتر شریعتی فقر میخواهم بگویم …… فقر همه جا سر میکشد ……. فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست …… فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست ……. فقر ، همان …ادامه مطلب…

عکس از دوست خوبم علیرضا اسدی شعری از محمد علی گویا ( من به دیدار خدا رفتم و شد ) با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد با …ادامه مطلب…

( عکس از دوست خوبم علیرضا اسدی ) درد من از حصار برکه نیست !!!!! درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریای بیکران حتی به ذهنشان خطور هم نکرده است. ******************************************** دلهای پاک خطا نمی کنند فقط سادگی می کنند و امروزه پاکترین خطای دنیا سادگی است. ******************************** بگذار باد بوزد ، هیچگاه …ادامه مطلب…

( عکس از دوست خوبم علیرضا اسدی ) ” روز مرگم “ هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ …ادامه مطلب…

( عکس از دوستم علیرضا اسدی ) از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم سیلی همصحبتی از موج خوردن سخت نیست صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم تا نگوئی اشکهای شمع از بی طاقتی است در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم چون شکست آئینه ، …ادامه مطلب…