مهر ۱۵م, ۱۳۹۰

جملات به یادماندنی

ورزشگاه  بارسلون با قضاوت در مورد مردم فرصتی برای دوست داشتن آنها نخواهید داشت                                   **********   خاطرمان باشد شاید سال ها بعد در گذر جاده ، بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوئیم آن    غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود                                       ***********   از آن نترسید که روزی زندگی به پایان …ادامه مطلب

مهر ۱۵م, ۱۳۹۰

عزیز از دست رفته

بخش ایران در موزه لوور پاریس بر سنگ مزار کودک عزیزی ( یگانه ) چنین نوشته بود   رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند / آسمانی تر آن بود که در خاک بماند   از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید / تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند   …ادامه مطلب

مهر ۱۵م, ۱۳۹۰

یاد پروین

                     اشک یتیم                                روزی گذشت پادشهی از گذرگهی / فریا شوق از سر هر کوی و بام خاست   پرسید زان میانیه یکی کودکی یتیم / کان چیست تابناک که بر تاج پادشاست   آن یک جوا ب داد چه دانیم ما که چیست / پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست   نزدیک رفت پیرزنی …ادامه مطلب

مهر ۱۰م, ۱۳۹۰

سوگند به . . . .

کلیسایی در بارسلون سوگند به کوههای برافراشته و زیبای دماوند و سبلان    قسم به رودخانه های  زاینده رود و کارون   سوگند به سکوت کویر و آرامش دریاهایمان   قسم به شکوه گنبدهای  مساجدمان و معماران چیره دستشان   قسم به مغزهای گریخته و مانده   سوگند به کودکان بلوچ و بزرگان ایل بختیاری   …ادامه مطلب

مهر ۷م, ۱۳۹۰

خوش به حال ما

فکر کنم بتوان با اندکی مقایسه با اکثر کشورها جذب توریست کرد و کشورمان    را به رتبه اول گردشگری رساند فقط باید اطلاع رسانی شود ، چرا ؟ و چگونه ؟   به نظر بنده حقیر باید خوشحال باشیم که در یکی از متفاوت ترین کشور جهان زندگی    می کنیم ، مردم حاضرند برای اندکی …ادامه مطلب

مرداد ۳۱م, ۱۳۹۰

خنده یادمان رفته است

خنده یادمان رفته است بسکه گریه می بینیم   خوش به حالمان اما زیر سایه دینیم   ای شما که می خندید پشت اینهمه دیوار   کار ، کار خوبی نیست ،می شود گناه انگار   شاید اصلا آنجاها، نیست ماتم و زاری   خوش به حالمان اینجا، دائما عزاداری   تحفه گریه می خواهید ؟ رد شوید …ادامه مطلب

مرداد ۱۴م, ۱۳۹۰

عشق یعنی این

پدر پیرم آبگوشت دوست می دارد و من ماکارونی   او مهم نیست چه می پوشد و من تیشرتهای روز   مادرم قرآن می خواند و من اشعار حسین پناهی   او نوحه گوش می کند و من آهنگهای شیش و هشت   آنها مرا دوست می دارند و من با تمام وجود آنها را   عشق …ادامه مطلب

مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰

چرا من بعضی وقت ها دوست ندارم به مدرسه بروم؟

عکس از سجاد انوری به نام خدا موضوع انشاء: چرا من بعضی وقت ها دوست ندارم به مدرسه بروم؟  با سلام من سجاد انوری هستم همان طور که از موضوع  انشاء پیداست من دوست ندارم گاهی وقت ها  به مدرسه بروم. یکی از عواملش سجاد …!؟ است. سجاد …! پدرش معاون مدرسه ماست و بعضی …ادامه مطلب

تیر ۱۴م, ۱۳۹۰

به خاطر تو

 به خاطر تو حاضر نیستم  . . . . .   از خانواده ام بگذرم   به خاطر تو حاضر نیستم . . . . .   از خودم بگذرم   به خاطر تو حاضر نیستم . . . . .   خودم را عوض کنم   به خاطر تو حاضر نیستم . . . …ادامه مطلب

خرداد ۲۸م, ۱۳۹۰

چه خوب بود که …..

آبشار گزو در جاده بابلکنار شاید این جمله درست باشد که “ ارزش هرکس به حرفهائی است که برای  نگفتن دارد ” اما برای من یکی که زیاد پیش آمده …..   گاهی پشیمان از سوالی که نپرسیدم !!!!    تشکری که به زبان نیاوردم !!!!   آنگاه که یک عذرخواهی ساده از زبانم جاری نشد …ادامه مطلب

 Page 2 of 11 « 1  2  3  4  5 » ...  Last »