اسفند ۷م, ۱۳۹۰

قرار نبود . . . . .

قرار بود برایت بمیرم . . . .   اگر برایم تب میکردی که نکردی !!!!   قرار بود تا آخر دنیا پا به پای تو بیایم . . . .   اگر فقط لحظاتی را عاشقانه برای من بودی که نبودی !!!   قرار بود دل آتشینم را تا همیشه به دستان سردت بدهم …ادامه مطلب

بهمن ۲۱م, ۱۳۹۰

تنهایم بگذارید . . . .

  گاهی بدجور دلم میگیرد . . .   هیچ چیز شادم نمی کند . . .   نه آینده نه گذشته نه حال .   آن زمان رهایم کنید که به زمان نیاز دارم .   و اکنون همان حس است   دلم بدجور ابری است ،بی دلیل ، شایدم نه ،   دلیل …ادامه مطلب