بهمن ۷م, ۱۳۹۰

حق من نیست

 ای آشنا بزن !!! مرا بیشتر بزن   این شاهرگم بیا نیشتر بزن   چیزی از این درخت جوانی نمانده است   یک شاخ سبز مانده که آنهم تبر بزن

آبان ۱۸م, ۱۳۹۰

چشمانت !!!!

من از چشمات میخونم !!! چه احساسی به من داری من از چشمات می ترسم هراز گاهی که ظن داری من از چشمات فهمیدم چه موضوعی سخن داری من از چشمات بوئیدم لباسی را که تن داری  من از چشمات می بینم کمانداری بزن داری

مرداد ۳۱م, ۱۳۹۰

خنده یادمان رفته است

خنده یادمان رفته است بسکه گریه می بینیم   خوش به حالمان اما زیر سایه دینیم   ای شما که می خندید پشت اینهمه دیوار   کار ، کار خوبی نیست ،می شود گناه انگار   شاید اصلا آنجاها، نیست ماتم و زاری   خوش به حالمان اینجا، دائما عزاداری   تحفه گریه می خواهید ؟ رد شوید …ادامه مطلب

مرداد ۳م, ۱۳۸۹

دوست من سلام

هنوزم حال من خوبه هنوزم پشت قلب من یکی آرام میکوبه هنوزم باورم میشه ، که میشه غصه را بوسید نمیشه با خدا جنگید نمیشه بی هدف پوسید هنوزم پشت من گرمه تو این بازار نامردی هنوزم  شادم از این فکر که با لبخند برگردی هنوزم میشه شوخی کرد با اندوه و بیماری هنوزم قهقهه …ادامه مطلب

خرداد ۲۸م, ۱۳۸۹

دوست من سلام

گر می و میکده و عشق صواب است هنوز مرحم سوز درونم می ناب است هنوز هرکه نوشید ز پیمانه پیمان ازل بیخود از خویش و سبکبار و خراب است هنوز نکشد شاهد مقصود به آغوش یقین هرکه در رهگذر عمر به خواب است هنوز زاهد زهد و ریا بین که در این آخر عمر …ادامه مطلب

اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۹

امروز روز تولد منه

“۱۴  اردیبهشت روز تولد منه “ چشمهایم چهره ات را خوب دید خوب شد شر بود و شهرآشوب دید چشمهایم گرگ بود و میش شد بانوا با یک نظر درویش شد چشمهایم عاقیت مستت شدند دستهایم تشنه دستت شدند آنکه دینم را چنین بر باد داد بت پرستی را به چشمم یاد داد چون خدائی …ادامه مطلب

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۸

نوروز باستانیتون مبارک

بر  شام  قبیله ، داغ    خورشید  زنیم یک بوسه  به هرکه می درخشید  زنیم ****** چون وارث ایلیم و به نوروز  خوشیم باید  که سری به  تخت  جمشید  زنیم م نایب

دی ۴م, ۱۳۸۸

دوست من سلام

بایار سخن به روبرو می چسبد                   القصه نگو که مو به مو می چسبد وقتی که شراب وصل بر دست رسید           یک جرعه نزن سبو سبو می چسبد                                                   *** جزر و مد سینه ات را تاب اقیانوس نیست         ساحلت گم کرده ایم و فرصت فانوس نیست گوشه چشمی نما تا دست آویزیم از …ادامه مطلب

آذر ۲۶م, ۱۳۸۷

اندکی شعر

مستم ز جام ناب تو و ز لطف هشیا رم نکن ***** خواب ا ر گران رفتم تو را حیف است بیدارم نکن در باغ عشقت نام گل را نیستم گر لایقش ***** بودم میان گلستان اینگونه چون خارم نکن ای شمع جان افروختی پروانه سان من سوختم ***** خواهم طواف شعله ات زین بویه افگارم …ادامه مطلب

فروردین ۱۳م, ۱۳۸۷

یه بیتی ها و دوبیتی ها

تا سرنزدی سکوت بلبل نشکست ………. لبخند بزن که قیمت گل نشکست پیوند زدم دل به تو سالی که گذشت ………. صد شکر که از مهر تو این پل نشکست * ما چون کویر تشنه و باران ندیده ایم ………. در ابتدای عشق به پایان رسیده ایم در فصل بی محبت و در قحطی وفا …ادامه مطلب