دی ۲۹م, ۱۳۹۰

خدایا !!!!! امیدوارم که اشتباه نکرده باشی

  خدایا کودک گرسنه ای  را دیدم  که مصرانه لباسم را میکشد تا دعا از او بخرم

 

جوانی را می بینم  که چندین سال است  در کما است و

 

مادرش عاشقانه عمرش را برای نگهداریش می گذارد

 

پیر زنی را دیدم که هر روز تنها در خانه توان راه رفتن ندارد و منتظر مرگ است

 

پرنده ای را دیدم که در اتاق گیر افتاد و آنقدر خود را به شیشه کوبید تا جان داد

 

مردی را به دار آویختند که دو کودک و همسر خود را سر برید

 

پسرک جوانی را دیدم که به جرم پخش مواد پشت میله هاست   

 

پدرم پیرم را می بینم که از فرط فراموشی خود زنی میکند و فریاد میکشد

 

خدایا!!! امیدوارم که اشتباه نکرده باشی

  1. جعفر

    چاکر مجیدآقا

  2. مهدی دهقان(مدرس زبان)

    زندگی درک همین امروز است
    فهم نادانی هاست، ظرف امروز پر از بودن توست
    شاید این خنده که امروز دریغش کردی
    آخرین فرصت همراهی ماست

    زندگی با همه ی وسعت خویش
    محفل ساکت غم خوردن نیست
    حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
    انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست
    زندگی جنبش جاری شدن است
    از تماشاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا می داند